چطور با اضطراب روزمره کنار بیایم؟
مقدمه
اضطراب یکی از طبیعیترین احساسات انسان است. همهی ما در موقعیتهایی مثل امتحان، کار جدید، گفتوگو با افراد مهم، یا حتی تأخیر در رسیدن به قرارها دچار اضطراب میشویم. اما وقتی این احساس بیش از حد تکرار شود یا بدون دلیل خاصی ادامه پیدا کند، تبدیل به اضطراب روزمره مزمن میشود؛ احساسی که ذهن را مشغول و بدن را خسته میکند.
درک اینکه اضطراب دشمن ما نیست، بلکه پاسخی طبیعی بدن برای محافظت از ماست، اولین گام در مسیر کنار آمدن با آن است.
بخش اول: شناخت اضطراب
۱. اضطراب چیست؟
اضطراب نوعی احساس نگرانی، تنش یا ترس از آینده است. این احساس معمولاً همراه با نشانههایی مانند:
- تپش قلب یا تنگی نفس
- بیقراری و ناتوانی در تمرکز
- دلدرد یا حالت تهوع
- بیخوابی یا خستگی مداوم
است.
درواقع، اضطراب از واکنش طبیعی مغز ما به خطر ناشی میشود. وقتی مغز احساس کند چیزی تهدیدکننده است، سیستم هشدار اضطراب (آمیگدالا) فعال میشود و بدن را آمادهی «فرار یا مقابله» میکند.
۲. تفاوت اضطراب طبیعی و ناسالم
اضطراب طبیعی به ما کمک میکند آماده باشیم؛ اما اگر:
- بدون دلیل واضحی احساس نگرانی کنی،
- نگرانیات طولانی شود و در کار یا روابطت اختلال ایجاد کند،
- یا حتی وقتی هیچ مشکلی نداری، بدنت در حالت تنش باقی بماند،
آنوقت اضطراب به شکل ناسالم در زندگیات ریشه دوانده است.

بخش دوم: دلایل اضطراب روزمره
دلایل اضطراب در زندگی روزمره گاهی واضحاند، اما اغلب ترکیبی از عوامل درونی و بیرونیاند:
۱. فشارهای روزمره
وظایف زیاد، انتظارات بالا، و رقابتهای اجتماعی میتوانند مغز را در حالت آمادهباش دائمی نگه دارند.
۲. افکار منفی
گفتوگوی درونی منفی مثل «نکنه خراب کنم؟» یا «من کافی نیستم» باعث میشود ذهن مدام در چرخهی اضطراب بچرخد.
۳. سبک زندگی ناسالم
کمخوابی، مصرف زیاد قهوه یا قند، و کمتحرکی میتوانند تعادل شیمیایی بدن را بر هم بزنند و احساس اضطراب را تقویت کنند.
{راههای افزایش اعتماد به نفس و دستیابی به موفقیتهای بزرگ}
۴. کمبود ارتباط و حمایت عاطفی
انسان موجودی اجتماعی است. وقتی احساس تنهایی میکنیم یا حمایت عاطفی نداریم، اضطراب ذهنیمان شدیدتر میشود.
۵. تجربیات گذشته
تجربهی شکستها، طرد شدن، یا حتی ترومای کودکی میتواند باعث شود ذهن ما در شرایط جدید به سرعت واکنش اضطرابی نشان دهد.
بخش سوم: راهکارهای عملی برای مدیریت اضطراب روزمره
۱. آگاهی از احساسات
اولین قدم، «دیدن» اضطراب است. سعی کن وقتی اضطراب میگیری، به خودت بگویی:
«الان دارم اضطراب رو احساس میکنم، نه اینکه در اضطراب گم شدم.»
این جمله ساده، ذهن را از حالت واکنشی خارج و وارد حالت مشاهدهگر میکند.
۲. تمرین تنفس عمیق
وقتی نفستند میشود، مغز پیام خطر را دریافت میکند. با تنفس آهسته و عمیق (دم از بینی، حبس ۲ ثانیه، بازدم آرام از دهان)، به بدن پیام بده که «همهچیز امن است».
روزانه چند دقیقه تمرین کن:
- ۴ ثانیه دم بگیر
- ۴ ثانیه نگه دار
- ۶ ثانیه بازدم کن
این الگو یکی از سادهترین راههای آرامسازی فوری اضطراب است.
۳. نوشتن افکار
نوشتن، ذهن را از آشفتگی خارج میکند. هر بار که احساس اضطراب میکنی، بنویس:
- چه چیزی باعث اضطرابم شده؟
- چه احساسی دارم؟
- بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟
اغلب اوقات وقتی افکار را روی کاغذ میآوری، میبینی که آنقدرها هم ترسناک نیستند.
۴. کاهش مصرف محرکها
قهوه، نوشیدنیهای انرژیزا، و حتی شکر زیاد میتوانند اضطراب را تشدید کنند.
بدنت را با تغذیهی آرامشبخش تغذیه کن:
- میوهها و سبزیهای تازه
- دمنوش بابونه یا اسطوخودوس
- غذاهای سرشار از منیزیم (مثل بادام و اسفناج)
۵. فعالیت بدنی منظم
ورزش یکی از قویترین ضداضطرابهای طبیعی دنیاست. فعالیت بدنی باعث ترشح اندورفین (هورمون شادی) و کاهش کورتیزول (هورمون استرس) میشود.
حتی پیادهروی ۲۰ دقیقهای در روز، تأثیر فوقالعادهای دارد.
۶. ذهنآگاهی (Mindfulness)
ذهنآگاهی یعنی حضور کامل در لحظهی حال، بدون قضاوت.
مثلاً وقتی چای مینوشی، فقط مزهاش را حس کن، نه افکارت را دربارهی کار فردا.
این تمرین ساده، ذهن را از نگرانیهای آینده جدا و به اکنون بازمیگرداند.
۷. گفتوگو با فرد مطمئن
وقتی اضطراب درونت را نگه میداری، بزرگتر میشود. صحبت کردن با یک دوست دلسوز، یا حتی مشاور روانشناس، کمک میکند بار ذهنیات سبکتر شود.
۸. تنظیم خواب
خواب ناکافی، ذهن را حساستر به اضطراب میکند. سعی کن:
- هر شب در ساعت معینی بخوابی،
- قبل از خواب از گوشی فاصله بگیری،
- و محیط اتاقت را آرام و تاریک نگه داری.
خواب، بازسازی روان است.
۹. تغییر زاویه نگاه
وقتی اضطراب میگیری، بپرس:
«این احساس میخواهد چه چیزی را به من یاد بدهد؟»
شاید نشانهای از خستگی، نیاز به کنترل زیاد، یا کمبود اعتمادبهنفس باشد. گاهی اضطراب، فقط پیامآورِ تغییر است.
۱۰. پذیرش، نه جنگیدن
بزرگترین اشتباه این است که بخواهیم اضطراب را سرکوب کنیم.
هرچه بیشتر مقاومت کنیم، قویتر میشود.
درعوض، به خودت بگو:
«الان اضطراب دارم و این هم بخشی از انسان بودن است.»
وقتی اضطراب را بپذیری، قدرتش را از دست میدهد.
بخش چهارم: مدیریت طولانیمدت اضطراب
برای کنترل ماندگار اضطراب باید سبک زندگی را تغییر داد:
{غلبه بر مقایسهی سمی: چگونه از دام مقایسه با دیگران رها شویم؟}
۱. نظم و ساختار
داشتن برنامهی روزانه منظم، احساس کنترل را افزایش میدهد.
بدون برنامه، ذهن بیشتر دچار آشفتگی میشود.
۲. اهداف کوچک
به جای تمرکز بر «باید همهچیز عالی باشد»، با اهداف کوچک و واقعی شروع کن. موفقیتهای کوچک، حس اطمینان درونی میسازند.
۳. خودگویی مثبت
هر روز چند جملهی آرامشبخش با خودت تکرار کن:
- «من امنم.»
- «الان در لحظهام، نه در ذهنم.»
- «همهچیز بهمرور بهتر میشود.»
تکرار این جملات در ناخودآگاه تو، مسیر ذهنیات را تغییر میدهد.
۴. کاهش مقایسه با دیگران
مقایسه، اضطراب را شعلهور میکند. هرکس مسیر خودش را دارد.
به جای اینکه بپرسی «چرا مثل او نیستم؟»، بپرس «چطور از دیروز خودم کمی بهتر شوم؟»
۵. مراقبت از درون
خودت را مانند یک دوست عزیز ببین. اگر خستهای، استراحت کن؛ اگر غمگینی، خودت را سرزنش نکن.
مهربانی با خود، قویترین سلاح در برابر اضطراب است.
بخش پنجم: زمانی که نیاز به کمک حرفهای داریم
اگر اضطراب باعث میشود:
{راههای افزایش اعتماد به نفس و دستیابی به موفقیتهای بزرگ}
- از کار یا درس عقب بیفتی،
- روابطت آسیب ببیند،
- یا بدن و ذهنت همیشه در تنش باشند،
بهتر است با روانشناس یا مشاور صحبت کنی.
درمانهای مؤثر شامل: - درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای اصلاح افکار منفی
- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برای پذیرش احساسات
- و در صورت نیاز، دارو تحت نظر روانپزشک است.
اضطراب روزمره بخشی از زندگی مدرن است، اما قرار نیست بر زندگی ما حکومت کند.
با شناخت، پذیرش و تمرینهای درست، میتوانی ذهن و بدن را دوباره هماهنگ کنی.
به یاد داشته باش: آرامش، نبود اضطراب نیست، بلکه توانایی عبور آرام از میان آن است. 🌱
بخش ششم: نگاه عمیقتر به روانشناسی اضطراب
برای اینکه واقعاً یاد بگیری با اضطراب کنار بیایی، باید از درون ذهن خودت آگاه شوی. اضطراب فقط یک «احساس ساده» نیست، بلکه مجموعهای از واکنشهای ذهنی، شیمیایی و رفتاری است که بدن برای محافظت از تو انجام میدهد.
۱. مغز چگونه اضطراب را میسازد؟
وقتی در موقعیتی قرار میگیری که مغز آن را خطرناک تفسیر میکند، بخشی از مغز به نام آمیگدالا (Amygdala) فعال میشود. آمیگدالا پیامهایی به بدن میفرستد تا برای “فرار یا جنگ” آماده شود. نتیجه چیست؟
{مثبتاندیشی و اقدامات عملی: مسیری به سوی شادی و بهزیستی پایدار}
- ضربان قلب بالا میرود.
- تنفس سریع میشود.
- عضلات منقبض میشوند.
- هورمونهایی مثل آدرنالین و کورتیزول ترشح میشوند.
اما مشکل در زندگی امروزی این است که مغز ما تهدیدهای ذهنی را هم مثل خطر واقعی تعبیر میکند.
مثلاً:
- فکر دربارهی آینده،
- ترس از قضاوت دیگران،
- یا نگرانی از شکست،
همان واکنش فیزیولوژیکی اضطراب را در بدن ایجاد میکند.
۲. چرا اضطراب در دنیای امروز بیشتر شده است؟
زندگی مدرن با سرعت بالا، رقابتهای اجتماعی، شبکههای اجتماعی و کمخوابی باعث شده مغز ما مدام در حالت آمادهباش باشد.
ما در واقع در محیطی زندگی میکنیم که بدن هنوز برای آن طراحی نشده است.
در گذشته، اضطراب واکنشی کوتاهمدت برای زندهماندن بود؛ اما امروز به احساسی دائمی تبدیل شده است.

بخش هفتم: تمرینهای روزانه برای آرامش ذهن
در این بخش تمرینهایی را یاد میگیری که میتوانی هر روز انجام دهی تا ذهن و بدن آرامتر شوند.
۱. تمرین “توقف افکار”
{به سبک کشورهای موفق ، اهداف مشخص کن}
هر زمان متوجه شدی ذهنات در حال چرخیدن بین نگرانیهاست، با صدای بلند یا در ذهنت بگو:
«توقف!»
سپس چند نفس عمیق بکش و توجهت را به چیزی در اطرافت بده (مثلاً صدای پرنده، یا حس لمس فنجان چای).
این کار ذهن را از مسیر اضطرابی خارج میکند.
۲. تمرین “پای زمین” (Grounding)
وقتی اضطراب زیاد میشود، از این تمرین استفاده کن:
- به ۵ چیزی که میبینی نگاه کن،
- به ۴ چیزی که لمس میکنی توجه کن،
- به ۳ صدایی که میشنوی گوش بده،
- ۲ بویی که حس میکنی را شناسایی کن،
- و ۱ طعمی که در دهانت هست را حس کن.
این تمرین، ذهنت را از آینده به “اکنون” برمیگرداند و اضطراب را کاهش میدهد.
۳. تمرین “بازنویسی فکر”
وقتی افکار اضطرابی داری، آنها را بازنویسی کن.
مثلاً:
- فکر اضطرابی: «حتماً خراب میکنم.»
- بازنویسی: «ممکن است کامل نباشد، اما دارم بهترین تلاشم را میکنم.»
بهمرور، این روش دیدگاه مغز را نسبت به تهدید تغییر میدهد.
۴. تمرین “پذیرش لحظه”
هرگاه حس اضطراب کردی، بهجای فرار از آن بگو:
«این فقط یک احساس است. میآید و میرود.»
به جای مبارزه با اضطراب، فقط شاهدش باش.
مانند ابری که از آسمان ذهن میگذرد.
۵. تمرین “بدن آگاه”
در طول روز چند بار مکث کن و از خودت بپرس:
«الان در بدنم چه حسی دارم؟»
ممکن است شانههایت منقبض باشند یا فکت سفت شده باشد.
با چند نفس آرام، عضلات را شل کن و اجازه بده تنش از بین برود.
بخش هشتم: نقش باورها در اضطراب
بسیاری از اضطرابهای ما نه از واقعیت، بلکه از باورهای نادرست سرچشمه میگیرند.
چند باور اشتباه رایج:
| باور نادرست | جایگزین درست |
|---|---|
| باید همیشه کنترل داشته باشم | گاهی کنترل نداشتن هم بخشی از زندگی است |
| باید همه من را دوست داشته باشند | همه قرار نیست من را درک کنند و این طبیعی است |
| اگر اشتباه کنم یعنی شکست خوردم | اشتباه، فقط نشانهی رشد است |
| آرامش یعنی نداشتن اضطراب | آرامش یعنی توانایی بودن با اضطراب بدون ترس |
وقتی این باورها را تغییر دهی، ریشهی اضطراب از درون ضعیف میشود.
بخش نهم: معنای عمیقتر آرامش
آرامش واقعی، در حذف نگرانیها نیست؛ در پذیرش نوسانات زندگی است.
زندگی همیشه پر از تغییر و عدمقطعیت است. اما کسی که با اضطرابش مهربان است، درونش را آنقدر قوی میسازد که هر موجی بیاید، او هنوز متعادل میماند.
۱. پذیرش نوسانها
روزهایی هست که اضطراب بازمیگردد — این شکست نیست.
بلکه نشانهی انسان بودن است.
هدف این نیست که اضطراب را نابود کنیم، بلکه یاد بگیریم با آن زندگی کنیم، نه زیر سایهی آن.
۲. آرامش از درون، نه از بیرون
هیچ چیز بیرونی، مثل پول یا شهرت یا امنیت مطلق، نمیتواند آرامش ماندگار بدهد.
آرامش، حاصل رابطهی سالم تو با ذهن و احساساتت است.
وقتی یاد بگیری خودت را در لحظه بپذیری، آرامش حتی در شلوغترین روزها هم در تو باقی میماند.
بخش دهم: برنامهی ۷ روزهی کاهش اضطراب
اگر بخواهی بهصورت عملی شروع کنی، این برنامهی ساده را برای یک هفته انجام بده:
| روز | تمرین اصلی | هدف |
|---|---|---|
| روز اول | نوشتن افکار اضطرابی | شناخت ذهن |
| روز دوم | تنفس عمیق و تمرکز بر بدن | آرامسازی فوری |
| روز سوم | پیادهروی آرام و بدون هدف | کاهش تنش بدنی |
| روز چهارم | گفتوگو با فردی مطمئن | تخلیهی احساسات |
| روز پنجم | ذهنآگاهی هنگام خوردن یا نوشیدن | حضور در لحظه |
| روز ششم | خودگویی مثبت قبل از خواب | آرامسازی شبانه |
| روز هفتم | بازنگری هفته و شکرگزاری | تقویت آرامش پایدار |
اگر این برنامه را تکرار کنی، ذهن و بدنات به مرور یاد میگیرند چطور از حالت اضطراب مزمن به تعادل طبیعی برگردند.
بخش یازدهم:
اضطراب بخشی از ماست؛ مثل سایهای که همیشه هست.
اما همانطور که خورشید میتواند سایه را کوتاه کند، آگاهی، پذیرش، و تمرین آرامش میتوانند اضطراب را کوچکتر و قابلتحملتر کنند.
به یاد داشته باش:
تو قرار نیست همیشه آرام باشی،
فقط کافیست یاد بگیری در میان طوفان هم با خودت مهربان بمانی. 🌿
بخش دوازدهم: سبک زندگی ضداضطراب
اضطراب فقط یک حالت ذهنی نیست، بلکه نتیجهی سبک زندگی ماست.
بسیاری از اضطرابها در بدن شکل میگیرند، نه در فکر؛ و تغییر در عادتهای کوچک روزانه میتواند ذهن را آرامتر کند.
۱. مراقبت از بدن = مراقبت از ذهن
بدن و ذهن ارتباط مستقیم دارند. وقتی بدن در حالت خستگی یا ضعف است، ذهن هم شکنندهتر میشود.
بنابراین:
- آب کافی بنوش؛ کمآبی باعث افزایش استرس میشود.
- خواب منظم داشته باش؛ مغز بدون خواب کافی نمیتواند تعادل شیمیایی خود را حفظ کند.
- غذای سالم بخور؛ مصرف زیاد فستفود و قند، اضطراب را تشدید میکند.
۲. کاهش اطلاعات منفی
{زندگی خود را اولویت قرار دهید: اهمیت بیتوجهی به انتقادات و تمرکز بر رشد شخصی}
هر روز دهها خبر منفی، تصویر ناامیدکننده و ویدیوهای استرسزا به ذهن وارد میشود.
سعی کن ورودی ذهنات را کنترل کنی.
مثلاً:
- اخبار را فقط یکبار در روز ببین، نه هر ساعت.
- صفحات شبکههای اجتماعی را فیلتر کن و فقط چیزهایی را دنبال کن که بهت حس خوب میدهند.
- چند دقیقه سکوت در روز برای خودت بساز، بدون موبایل و حواسپرتی.
۳. ارتباط با طبیعت
تماس با طبیعت، یکی از مؤثرترین داروهای ضداضطراب است.
قدم زدن در پارک، نگاه به آسمان، لمس درختان یا حتی گلدان کوچک روی میز، ذهن را بازسازی میکند.
طبیعت به بدن یادآوری میکند که ریتم زندگی آرامتر از نگرانیهای ماست.
۴. خنده و شوخطبعی
خنده فقط نشانهی شادی نیست، بلکه درمان اضطراب است.
وقتی میخندی، مغز اندورفین ترشح میکند و سیستم عصبی از حالت “استرس” به حالت “آرامش” میرود.
حتی اگر دلیلی برای خندیدن نداری، دیدن فیلم کمدی یا صحبت با کسی که روحیهی شوخی دارد، به ذهن استراحت میدهد.
بخش سیزدهم: ایجاد ذهن مقاوم در برابر اضطراب
ذهن مقاوم یعنی ذهنی که در برابر نگرانیها خم میشود، اما نمیشکند.
برای ساخت چنین ذهنی باید مهارتهایی را تمرین کنی که به تو قدرت درونی بدهند.
۱. آگاهی از محرکهای اضطراب
هر کسی عوامل خاصی دارد که باعث اضطرابش میشوند.
مثلاً:
- صدای بلند،
- بحث با افراد خاص،
- یا موقعیتهای شلوغ.
یاد بگیر این عوامل را شناسایی و مدیریت کنی.
وقتی بدانی چه چیزی اضطرابت را فعال میکند، کنترلش آسانتر میشود.
۲. یادگیری “رها کردن”
ذهن مضطرب معمولاً میخواهد همهچیز را کنترل کند.
اما آرامش واقعی زمانی به دست میآید که بپذیری همهچیز تحت کنترل تو نیست.
به جای جنگیدن با شرایط، بگو:
«من تلاشم را میکنم، اما نتیجه همیشه در دستان من نیست.»
این جمله ساده، بار زیادی از ذهن برمیدارد.
۳. تمرکز بر زمان حال
اضطراب همیشه مربوط به آینده است؛ اما زندگی فقط در حال رخ میدهد.
برای بازگشت به لحظهی اکنون، از خودت بپرس:
«الان، در این لحظه، چه مشکلی دارم؟»
۹۰٪ مواقع میبینی هیچ مشکلی همین حالا وجود ندارد.
مشکلات فقط در ذهن در حال ساختن “آیندهی خیالی” هستند.
۴. ساختن روتین آرامش
یک “عادت آرامشبخش روزانه” برای خودت بساز؛ مثلاً:
- خواندن چند صفحه کتاب،
- گوش دادن به موسیقی ملایم،
- یا نوشیدن چای در سکوت.
روتین روزانه ذهن را آموزش میدهد که هر روز فرصتی برای آرامش دارد.

بخش چهاردهم: نقش معنویت در کاهش اضطراب
اضطراب زمانی رشد میکند که ذهن حس کند «کنترلی بر آینده ندارد.»
اما ایمان و معنویت به انسان حس تکیه و اطمینان به نیرویی بزرگتر از خود میدهد.
۱. ایمان و تسلیم
{قدرت تجسم و باورهای کمککننده به آن}
وقتی باور داری نیرویی بالاتر (خدا، طبیعت، جهان) از تو مراقبت میکند،
اضطراب آینده کاهش مییابد، چون احساس تنهایی نمیکنی.
در روانشناسی مثبتگرا، این حس را “trust in life” یا “اعتماد به جریان زندگی” مینامند.
۲. دعا و شکرگزاری
دعا ذهن را از افکار مضطرب جدا و به حس حضور و آرامش متصل میکند.
شکرگزاری نیز تمرکز ذهن را از «آنچه نداری» به «آنچه داری» تغییر میدهد —
و این تغییر جهت، اضطراب را کم میکند.
حتی نوشتن سه چیز کوچک که امروز بابت آنها سپاسگزار هستی، مغز را به آرامش سوق میدهد.
۳. رها کردن قضاوت
وقتی یاد بگیری دیگران و خودت را کمتر قضاوت کنی، اضطراب بهشدت کاهش مییابد.
زیرا قضاوت باعث میشود مدام در ترس از “درست یا غلط بودن” زندگی کنی.
پذیرش خودت با تمام ضعفها و اشتباهاتت، یکی از زیباترین شکلهای آرامش است.
بخش پانزدهم: بازسازی درونی بعد از اضطراب
گاهی اضطراب ما را خسته میکند، اما این خستگی همیشه بد نیست.
زیرا بعد از هر دوره اضطراب، فرصتی برای تولد دوبارهی روانی به وجود میآید.
{۸ راهکار علمی و کاربردی برای افزایش انرژی در زندگی روزمره}
۱. مهربانی با خود بعد از بحران
اگر روزی را با اضطراب گذراندی، خودت را سرزنش نکن.
به خودت بگو:
«امروز سخت بود، اما هنوز اینجا هستم. دارم ادامه میدهم.»
این جمله، حس قدرت و تابآوری را درونت فعال میکند.
۲. یادگیری از اضطراب
هر بار اضطراب سراغت میآید، چیزی برای گفتن دارد.
مثلاً:
- شاید به تو میگوید باید استراحت کنی.
- یا اینکه داری بیش از حد از آینده میترسی.
وقتی پیام اضطراب را بفهمی، تبدیل به معلمی درونی میشود، نه دشمنی آزاردهنده.
۳. رشد شخصی پس از اضطراب
افرادی که یاد میگیرند اضطراب را مدیریت کنند، معمولاً عمیقتر، آگاهتر و قویتر از قبل میشوند.
اضطراب به آنها یاد میدهد که ذهن انسان چقدر پیچیده و درعینحال زیباست.
درواقع، مدیریت اضطراب نوعی خودشناسی عمیق است.
نتیجهگیری نهایی
اضطراب بخش جداییناپذیر زندگی انسان است، اما قرار نیست بر ما تسلط داشته باشد.
با شناخت، پذیرش، تمرینهای ذهنی و مراقبت از بدن، میتوانی یاد بگیری:
- با ترسهایت روبهرو شوی،
- در لحظه زندگی کنی،
- و حتی از دل اضطراب، آرامش بسازی.
به یاد داشته باش 🌿
آرامش یعنی توانایی حفظ لبخند در میان طوفان،
نه نبود طوفان.