مقالات

از رضایت‌طلبی افراطی تا خودشناسی و پذیرش مسئولیت زندگی

از رضایت‌طلبی افراطی تا خودشناسی و پذیرش مسئولیت زندگی

من در خانواده‌ای بزرگ شدم که مادرم تجسم کامل مهربانی و فداکاری بود. او همیشه آماده بود تا نیازهای دیگران را برآورده کند، حتی اگر خودش منابع و توان کافی نداشت. این ویژگی مادر، برای من الگویی شد تا همین رفتار را در پیش بگیرم. مادرم به من یاد داد که چگونه می‌توان برای کمک به دیگران از خود گذشت، اما این گذشت و فداکاری، درس‌های سختی برای من به همراه داشت.



آغاز رضایت‌طلبی افراطی

به تدریج، من نیز به فردی تبدیل شدم که دائماً سعی می‌کرد رضایت همه را جلب کند. هر زمان که کسی به کمک نیاز داشت، در کنار او بودم. اما نتیجه چه بود؟ من همیشه خسته، احساس استفاده شدن و گم‌گشتگی می‌کردم. اطرافم پر از افرادی بود که می‌گفتند “دوستت داریم”، اما من هیچ‌گاه واقعاً احساس عشق نمی‌کردم.

در یک نقطه بحرانی، متوجه شدم که این وضعیت را خودم ایجاد کرده‌ام. رفتارها و تصمیماتم به دیگران این پیام را داده بود که می‌توانند هر زمان که بخواهند، از انرژی و وقت من استفاده کنند، بدون آنکه من مرزی برای خودم تعریف کرده باشم. این درک، سرآغاز تحولی بزرگ در زندگی من شد.



خودخواهی: یک واژه ترسناک یا یک راه نجات؟

من تصمیم گرفتم تغییری بزرگ ایجاد کنم و برای اولین بار خودم را در اولویت قرار دهم. کلمه “خودخواهی” شاید در نگاه اول منفی به نظر برسد، اما برای من این واژه به معنای نجات بود. من یاد گرفتم که دیگر به هر مشکلی واکنش نشان ندهم و از مشاجره با کسانی که حاضر به شنیدن نیستند، خودداری کنم.

خودخواهی سالم به من این اجازه را داد که به نیازهای خودم توجه کنم. اکنون اگر حال و انرژی ندارم، به خودم اجازه می‌دهم که به پیام‌ها پاسخ ندهم، در جلسات و ملاقات‌هایی که علاقه‌ای به آنها ندارم شرکت نکنم و به جای تلاش برای حل مشکلات دیگران، روی آرامش و رفاه خودم تمرکز کنم.



اولویت‌بندی نیازهای شخصی

من یاد گرفتم که اول باید “جام خودم را پر کنم”. این یعنی اگر من خالی باشم، چگونه می‌توانم به دیگران چیزی بدهم؟ اکنون قبل از کمک به دیگران، از خودم می‌پرسم: “آیا حالم خوب است؟ آیا انرژی کافی دارم؟” اگر پاسخ مثبت باشد، آماده کمک به دیگران هستم، اما اگر نه، به خودم اجازه می‌دهم استراحت کنم و نیازهای خودم را در اولویت قرار دهم.



تعیین مرزهای شخصی

یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که آموختم، اهمیت تعیین مرزهای شخصی بود. قبلاً همیشه تلفنم روشن بود و فوراً به پیام‌ها پاسخ می‌دادم. اما اکنون یاد گرفته‌ام که اگر حال و انرژی ندارم، به خودم حق بدهم که به پیام‌ها پاسخ ندهم. همچنین، یاد گرفتم که اگر کسی از مرزهای من عبور کرد، بدون تعارف به او بگویم که این رفتار برایم قابل قبول نیست.

مطالب بیشتر خلق زندگی رویایی با یک باور الهی



پذیرش مسئولیت زندگی دیگران: نه!

در گذشته، همیشه سعی می‌کردم مشکلات دیگران را حل کنم، اما اکنون فهمیده‌ام که هر فردی مسئول زندگی خودش است. مشکلات بخشی از رشد و یادگیری هر فرد هستند و من نباید جای خدا باشم و مسیر زندگی کسی را تغییر دهم. هر فردی باید خودش با مشکلاتش روبرو شود و از آنها درس بگیرد.



زندگی در لحظه و خودشناسی

یکی از زیباترین تغییراتی که در زندگی‌ام رخ داد، این بود که یاد گرفتم با خودم صادق باشم و نیاز به تأیید دیگران را کنار بگذارم. اکنون می‌دانم که ارزش من به تعریف و تمجید دیگران بستگی ندارد. من می‌دانم که فردی قوی، زیبا و باارزش هستم و نیازی ندارم که دیگران این موضوع را به من یادآوری کنند.

یکی از تمرین‌هایی که بسیار به من کمک کرد، صحبت با خودم بود. هر شب قبل از خواب، با خودم درباره روزم صحبت می‌کنم، احساساتم را بررسی می‌کنم و به خودم یادآوری می‌کنم که چقدر قوی و ارزشمند هستم. این تمرین ساده، به من کمک کرد تا به خودم بیشتر اعتماد کنم و احساس آرامش بیشتری داشته باشم.



پذیرش تفاوت‌ها

یکی دیگر از درس‌های مهمی که آموختم، پذیرش تفاوت‌های دیگران بود. من فهمیدم که همه افراد مثل من فکر نمی‌کنند و این کاملاً طبیعی است. دیگر نیازی نیست که دیگران مرا درک کنند یا مانند من عمل کنند. من یاد گرفتم که به تفاوت‌ها احترام بگذارم و انرژی‌ام را صرف تغییر دیگران نکنم.

مطالب بیشتر “راز ثروت: چرا پول از عشق و سلامتی دشوارتر است؟”



انتخاب افراد مناسب برای زندگی

اکنون بیشتر از هر زمان دیگری در انتخاب افرادی که وارد زندگی‌ام می‌شوند، دقت می‌کنم. من تنها افرادی را در کنار خود نگه می‌دارم که ارزش افزوده‌ای به زندگی‌ام بدهند. دوستان و همراهانی که برای رشد تلاش می‌کنند و به جای شکایت از مشکلات، به دنبال حل آنها هستند، بخشی از زندگی من هستند.



نتیجه‌گیری

این سفر از رضایت‌طلبی افراطی به خودشناسی و پذیرش مسئولیت شخصی، یک مسیر چالش‌برانگیز اما ارزشمند بود. اکنون می‌دانم که عشق به خود، اولین گام برای ایجاد روابط سالم‌تر و یک زندگی معنادارتر است. من یاد گرفتم که خودم را در اولویت قرار دهم، مرزهای شخصی‌ام را تعیین کنم و زندگی‌ای را بسازم که شایسته آن هستم. این تجربه به من نشان داد که تنها با پذیرش خود و اولویت دادن به نیازهایم، می‌توانم زندگی‌ای شاد و متعادل داشته باشم.

درباره رضا صفری

© کليه حقوق محصولات و محتوای اين سایت متعلق به مدیر سایت می باشد و هر گونه کپی برداری از محتوا و محصولات سایت پیگرد قانونی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید